پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

298

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

من هرگز به درون مسجدى كه آرامگاه شاه‌صفى در آنجاست داخل نشده‌ام ، زيرا هنگام دخول به اين مكان بايد حالت عبادت و ستايش به خود گرفت و سر تعظيم فرود آورد و تشريفات ديگرى را انجام داد كه براى من قابل قبول نيست و از طرفى اگر اين كارها را انجام نمىدادم ، قطعا همه متوجه مىشدند ، زيرا هيچ‌كس چه عيسوى و چه مسلمان نمىتواند بدون رعايت احترامات خاص بدين مكان داخل شود . با وجود اين ، بانو معانى روزى به صورت ناشناس با چند بانوى ديگر به آنجا رفت و چون معمولا زن‌ها چادر به سر مىكنند ، در ميان جمعيت كسى به طرز رفتار وى هنگام ورود به مسجد پى نبرد و متوجه نشد كه او هم مثل ديگران غرفه‌ها را مىبوسد يا خير . وى براى من تعريف كرد كه درون مسجد به چند حجره تقسيم شده است كه همه به يكديگر راه دارند . در دو حجرهء اول ، جز چند قنديل نقره يا چند گوى كه بنابر عادت مسلمانان از سقف آويخته‌اند چيزى ديگرى ديده نمىشود . زمين حجره‌ها را نيز با قالى پوشانده و روى آنها شمعدان‌هاى بزرگى با شمع‌هاى مومى بسيار بلندى قرار داده‌اند كه هرگز آنها را روشن نمىكنند و اين شمع‌ها تنها براى زينت و احترام به كار مىرود . درب‌هاى اين حجره‌ها مستور از نقره است و در آنجا چند ملا بدون انقطاع از روى كتاب‌هاى بزرگى كه بر رحل‌هاى مخصوص قرار دارد دعا مىخوانند . پس از اين دو حجره ، به قسمت ديگرى داخل مىشوند كه در زير گنبد قرار گرفته و محل آرامگاه است . اين قسمت پر است از چراغ‌ها و قنديل‌ها و بر مزار شاه‌صفى نيز هشت قنديل بزرگ نقره ، براى زينت از سقف آويخته‌اند . در قسمت جلوى ضريح دريچهء كوچكى است كه فقط يك نفر مىتواند خود را خم كند و داخل آن شود ، ولى هرگز كسى به جز شاه از اين دريچه نمىگذرد و او نيز در مواقع خاصى كه بخواهد با جد بزرگ خود راز و نياز كند ، از آنجا خود را به مزار وى مىرساند . دريچه‌هاى كوچك ديگر همگى يك‌پارچه از طلاى ناب ساخته و به سنگ‌هاى گران‌بها آراسته شده است و پرارزش‌ترين قسمت‌هاى مقبره را تشكيل مىدهد . وقتى بانو معانى وارد شده بود ، جمعيت زيادى در آنجا وجود داشت كه به قرار گفتهء او همه با خضوع و خشوع دعا مىخواندند و براى جنگى كه در پيش بود آرزوى موفقيت مىكردند و از خدا مىخواستند سپاه ترك‌ها را مضمحل سازد و سردار را ، قبل از رسيدن به اردبيل ، به هلاكت برساند و از شاه‌صفى درخواست داشتند دعاى آنها را مستجاب كند . ملاها در مقابل اين دعاها همه يك صدا فرياد آمين‌آمين برمىآوردند .